تبليغاتX
دانمارك نيوز

 

زنان دانماركي حق رفتن به استخر بدون سوتين را به دست آوردند

يك گروه از زنان دانماركي بعد از آغاز مبارزه براي رفتن بدون سوتين به استخرها توانستند موفق شوند!

بر اساس قانوني كه ديروز در كپنهاگ وضع شد " حق وارد شدن زنان، بدون سوتين به استخرها" به رسميت شناخته شد!

به گزارش وبلاگ دانمارك نيوز .آستريد وانگ رهبر 20 ساله اين گروه فمينيست كه براي رفتن بدون سوتين به استخرها مبارزه مي كردند گفت: رفتن به حوض ها و استخرها بدون سينه بند حق ما نيز هست! اين ما هستيم كه تصميم مي گيريم سينه هايمان چه زماني به عنوان آلت جنسي مطرح شود.

وي افزود اين مبارزه را از زنان سوئدي ياد گرفته اند.

گفتني ست زنان سوئدي كه در اپسالا براي رفتن به استخر بدون پوشش پستان مبارزه اي را آغاز كرده بودند در آن موفق نشدند! 

دانمارك نيوز

+ نوشته شده توسط taha در Tue 1 Apr 2008 و ساعت 12:8 |
 

    انتقاد نخست وزير دانمارک از پخش  فيلم ضد اسلامي در اينترنت

اندرس فوگ راسموسن نخست وزير دانمارک روز جمعه اقدام گريت وايلدرز نماينده راستگراي افراطي اين کشور را براي پخش فيلم ضد اسلامي خود در شبکه اينترنت، محکوم کرد.
به گزارش خبرگزاري دانمارك نيوز از کپنهاگ/ وي در حاليکه اقدام نماينده راستگراي هلند را "تحريک بيهوده" خواند اعلام کرد نبايد به آشوبگران توجه کرد. وي گفت توجه به آشوبگران سبب تحريک اخلال گران ديگر خواهد شد.

http://nyhederne.tv2.dk/article.php/id-10669768.html

+ نوشته شده توسط taha در Fri 28 Mar 2008 و ساعت 22:31 |
 

   کشته شدن يک سرباز دانمارکي براثر تيراندازي تصادفي در افغانستان

ارتش دانمارک امروز  از کشته شدن يکي از نظاميان اين کشور براثر تيراندازي تصادفي در افغانستان خبر داد.
به گزارش دانمارك نيوز :از کپنهاگ، مرکز فرماندهي عمليات ارتش دانمارک اعلام کرد اين سرباز بيست و يک ساله اين کشور ديشب درحالي براثر تيراندازي تصادفي کشته شد که نيروهاي يگان وي در حال اماده کردن خود براي تمرينات خارج از پايگاه نظاميان دانمارکي در جنوب افغانستان بودند.
ارتش دانمارک در همين حال اعلام کرد که اين تيراندازي تصادفي بوده است ولي جزييات بيشتري در اين خصوص ارائه نکرد.
ارتش دانمارک در ادامه افزود تحقيقات در خصوص اين حادثه در جريان است.
با کشته شدن اين سرباز دانمارکي، شمار تلفات نظاميان اين کشور در افغانستان به ده نفر رسيد.
گفتني است بيشتر ششصد سرباز دانمارکي در استان ناارام هلمند در جنوب افغانستان مستقر هستند.

                                        cornell

 مرجع خبري:     http://cornell.iranblog.com/

+ نوشته شده توسط taha در Wed 27 Feb 2008 و ساعت 19:59 |
 

               ادامه موج اعتراضات جوانان خشمگين در دانمارک

در حالي که اعتراضات جوانان خشمگين دانمارک وارد هشتمين شب خود شد،اما پليس اين کشور ادعا کرد توانسته است اعتراضات را در اين کشور کاهش دهد.
به گزارش دانمارك نيوز شب گذشته ناآرامي هاي دانمارک وارد هشتمين شب خود شد و جوانان خشمگين در حدود بيست شهر اين کشور با به آتش زدن خودروها مراتب اعتراض خود را اعلام کردند.
پليس نيز در حالي که اعلام کرده است معترضان را به شدت سرکوب خواهد کرد، شب گذشته نوزده نفر از آنها را بازداشت کرد.
شب گذشته جوانان معترض همچون شبهاي ديگر با استفاده از سنگ و مواد آتش زا ( کوکتل مولوتف) به نيروهاي امنيتي حمله کردند.
نخست وزير دانمارک نيز شب گذشته در يک مصاحبه تلويزيوني، جوانان و والدين آنها را متوجه هرگونه عواقب اين ناآرامي ها کرد.
دانمارك نيوز  به علت اين ناآرامي ها اشاره اي نکرد.

+ نوشته شده توسط taha در Tue 19 Feb 2008 و ساعت 12:20 |
 

    توافق سران دو کشور دانمارک و مکزيک براي توسعه روابط اقتصادي

سران دو کشور مکزيک و دانمارک در باره توسعه روابط اقتصادي و همکاري در زمينه محيط زيست با يکديگر توافق کردند.
به گزارش خبرگزاري دانمارك نيوز ،فيليپ کالدرون رئيس جمهور مکزيک در مراسم استقبال رسمي از مارگارت دوم ملکه دانمارک که براي اولين بار به مکزيک سفر کرده است تمايل کشورش را براي توسعه روابط اقتصادي با دانمارک بويژه در زمينه انرژيهاي قابل بازيافت و موثر اعلام کرد . به گفته وي دانمارکي ها طلايه داران استفاده از انرژيهاي قابل بازيافت در جهان هستند.
به گفته کالدرون دانمارک با يکصدو پانزده شرکت بين المللي به ارزش کل يک ميليارد و چهارصد ميليون دلار، ششمين کشور اروپايي است که در مکزيک سرمايه گذاري مستقيم کرده است.
وي افزود مکزيک ، برزيل و ارژانتين اولين مقصد سرمايه گذاران دانمارکي در امريکاي لاتين است.
در اين مراسم ملکه دانمارک نيز با تاکيد بر نقطه نظرهاي مشترک دوکشور در خصوص مردم سالاري ، حقوق بشر ، نگرانيهاي ناشي از تغييرات اب و هواو محيط زيست سخن گفت . سفر وي به مکزيک تا جمعه ادامه خواهد داشت

+ نوشته شده توسط taha در Tue 19 Feb 2008 و ساعت 12:15 |

 

                   بازداشت 14 نفر در ناآرامی‌های اخیر دانمارک

پلیس دانمارک اعلام کرد، نیروهای پلیس شب گذشته شش نفر از جوانانی را که برای ششمین شب متوالی در کپنهاگ خودروها را به آتش می‌کشیدند بازداشت کردند.

به گزارش خبرگزاری دانمارك نيوز (http://cornell.iranblog.com/)از کپنهاگ، رئیس پلیس این شهر گفت که ۲۸ دستگاه خودرو در پایتخت این کشور تاکنون به آتش کشیده شده است. این مقام امنیتی در ادامه افزود که پنج نفر از شش جوان بازداشت شده به دست داشتن در آتش سوزی‌های عمدی متهم شدند، اما نفر ششم آزاد شده است.

به گزارش دانمارك نيوز  تاکنون بیش از هشت نفر دیگر نیز در شهرهای سراسر این کشور بازداشت شده‌اند. هنوز علت اصلی این ناآرامی‌ها اعلام نشده است و جوانان معترض نیز به انگیزه اقدامات تخریبی خود اعتراف نکرده‌اند اما ظاهرا علت ناآرامی‌ها تصمیم جدید پلیس این کشور مبنی بر بازرسی افراد مشکوک است. جوانان این اقدام پلیس را نژاد‌پرستانه می‌دانند. به گفته یکی از این جوانان "وقتی پلیس به اسم امنیت به خودش اجازه می‌دهد هر کسی را که به نظرشان عرب رسید یا رنگ پوست تیره‌ای داشت را بازرسی کند در حالی‌که بقیه افراد در حال گذرند، ‌اسم این‌کار نژادپرستی است. "

هفته گذشته ۱۷ روزنامه منطقه اسکاندیناوی تصمیم گرفتند یکی از کاریکاتورهای حضرت محمد را هم‌زمان در صفحه اول خود منتشر کنند. سردبیران این روزنامه‌ها در تشریح اقدام مشترک خود اعلام کردند، این کار را در اعتراض به برنامه ترور یکی از کاریکاتوریست‌های دانمارکی که از سوی یک گروه مسلمان طراحی و از سوی پلیس این کشور کشف و خنثی شده است، انجام دادند.

            

 

+ نوشته شده توسط taha در Sat 16 Feb 2008 و ساعت 22:15 |
 
       رويارويى تازه بر سر كاريكاتور در دانمارك
 
پرونده سازى پليس دانمارك براى گروهى از فعالان مذهبى اين كشور كه به بهانه دست داشتن در ترور نافرجام طرح كاريكاتور هاى پيامبر (ص) صورت گرفت، به رويارويى تازه مسلمانان با سكولارهاى متعصب در اين كشور منجر شده است.
پليس دانمارك سه نفر را به اتهام توطئه براى حمله به جان يكى از طراحان كاريكاتور هايى از حضرت محمد (ص) بازداشت كرده است.
برپايه اين گزارش، اقدام پليس دانمارك خشم مسلمانان را برانگيخته و در همان حال محافل ضد اسلامى دانمارك در اقدامى تحريك آميز چاپ كاريكاتورهاى محمد را از سرگرفته اند.
+ نوشته شده توسط taha در Fri 15 Feb 2008 و ساعت 20:3 |
 

         7 هزار ایمیل ارسالی به بی بی سی، ترور بوتو را محکوم کردند

Woman Using a Computerبر اساس این گزارش دانمارك نيوز  به نقل از بی بی سی: طی کمتر از 24 ساعت گذشته، مردم  کشور دانمارک  با ارسال نامه های الکترونیکی برای سایت این شبکه ترور رئیس حزب مردم پاکستان را محکوم کرده

+ نوشته شده توسط taha در Fri 15 Feb 2008 و ساعت 3:16 |
 

         نرخ تورم در دانمارک طي پنج سال گذشته بي سابقه است

                                                      Denmark 100 Kroner 2003 UNC

دفتر آمار و ارقام دانمارک امروز دوشنبه اعلام کرد، تورم در ماه ژانويه با رسيدن به رکورد دو مميز نه دهم درصد به بيشترين سطح خود طي پنج سال گذشته رسيد.
به گزارش خبرگزاري دانمارك نيوز  از کپنهاک، نرخ تورم در دانمارک در ماه دسامبر دو مميز سه دهم درصد ثبت شده بود.
دفتر آمار و ارقام دانمارک اعلام کرد، بيشترين افزايش قيمت ها طي دوازده ماه گذشته در بخش نوشيدني هاي غير الکلي و غذايي به ثبت رسيده است که افزايش هفت مميز يک دهم درصدي را نشان مي دهد.
تورم در بخش حمل و نقل اين کشور نيز با افزايش چهار مميز هشت دهم درصدي روبه رو است که ظاهرا علت آن افزايش قيمت نفت است.

+ نوشته شده توسط taha در Tue 12 Feb 2008 و ساعت 21:59 |
 

        دانمارك نسبت به سفر اتباع خود به لبنان هشدار داده است

دانمارك نيوز  اعلام كرد كشور دانمارك در پي وقوع حوادث ناامني در بيروت ، نسبت به سفر اتباع خود به لبنان هشدار داده است.

به گزارش روز جمعه دانمارك نيوز ، اين منبع افزوده است : وزارت خارجه دانمارك، لبنان را از جمله ‪ ۱۰‬كشور خطرناك جهان به شمار آورده و به شهروندانش توصيه كرده از سفر به لبنان خودداري كنند.

به دليل وقوع انفجاريهاي متعدد در بيروت طي دو سال اخير ، بسياري از فروشگاههاي بزرگ ، سوپر ماركتها و هتل‌ها در بيروت از بيم بمب‌گذاري در ساختمانها و خودروها، خودروهاي ورودي به توقف گاههاي خود را با دستگاههاي بمب ياب كنترل مي‌كنند.

در خيابانهاي اصلي اين شهر نيز نيروهاي ارتش و پليس هر فردي را كه به وي مظنون مي‌شوند مورد تفتيش و بازرسي قرار مي‌دهند.

با افزايش حوادث امنيتي و ترورها به ويژه در خصوص نمايندگان مجلس و شخصيتهاي سياسي اين كشور ، بر شمار محافظان امنيتي و هزينه‌هاي دستمزد و تجهيزات مربوط به آن نيز افزوده شده است.

                             my Danish family

 

+ نوشته شده توسط taha در Fri 8 Feb 2008 و ساعت 16:38 |
 

     نخست وزير دانمارك نسبت به تحكيم روابط با هند ابراز اميدواري كرد

نخست وزير دانمارك روز چهارشنبه گفت كه روابط با هند اكنون مستحكم است، اما من اميدوارم كه در نتيجه سفر به هند، اين روابط از استحكام بيشتري برخوردار شود.

به گزارش دانمارك نيوز  از دهلي نو، "آندرس فوغ راسموسن" به دنبال استقبال رسمي از وي در محوطه كاخ رياست جمهوري هند در دهلي نو در گفت و گو با خبرنگاران بيان داشت: كميسيون مشترك هند و دانمارك به‌منظور ايجاد چارچوب براي تحكيم مشاركت دوجانبه تشكيل خواهد شد.

نخست وزير دانمارك كه شب گذشته وارد پايتخت هند شد همچنين گفت كه فرصت ها براي پيشرفت همكاري در زمينه اطلاعات فناوري و علوم زندگي موجود است.

"راسموسن" كه سفر خود به هند را روز دوشنبه از شهر بنگلور مركز ايالت كارناتاكا در جنوب اين كشور و معروف به "وادي سيليكون هند" شروع كرد، در "اجلاس توسعه مداوم" در مورد تغيير هوا در دهلي نو نيز شركت خواهد كرد.

اجلاس توسعه مداوم در رابطه با تغيير هوا روز پنجشنبه با حضور كشورهاي مختلف از جمله ، دانمارك، تركيه، مالديو، نروژ و پاكستان.ايران،  گشايش مي‌يابد.

+ نوشته شده توسط taha در Thu 7 Feb 2008 و ساعت 9:48 |
         نخست وزير دانمارک خواستار تقويت روابط کشورش با چين شد

 

                                     Denmark.gif Denmark image by FSUwheels812

اندرس فوگ راسموسن نخست وزير دانمارک شب گذشته با ارسال پيامي به دولت و مردم چين، خواستار روابط نزديکتر کشورش با چين، قدرت اقتصادي بزرگ اسيا، شد.
به گزارش دانمارك نيوز  از دانمارك ؛ بر اساس اخبار منتشر شده در دانمارك ، نخست وزير دانمارک در پيام خود به دولت و مردم چين به مناسب فرا رسيدن سال جديد در اين کشور، ابزار اميدواري کرد در سال دو هزار و هشت روابط دانمارک با چين در زمينه هاي مختلف تقويت شود و همکاريهاي دو جانبه ميان کپنهاگ و پکن افزايش يابد.
نخست وزير دانمارک در پيام تبريک خود براي همه مردم چين از جمله چينيهايي که در دانمارک زندگي مي کنند صميمانه ارزوي خوشبختي و سلامت کرد و ارزو کرد سال جديد چيني براي انها خوشبختي و ميمنت به همراه داشته باشد.
سال جديد چيني يک سنت ديرينه است و در فرهنگ اين کشور از جايگاه بسيار مهمي برخوردار است. بر اساس تقويم قمري چينيها سال، جديد چين امسال با هفتم فوريه مصادف مي شود و سال دو هزار و هشت نيز سال موش خواهد بود.
نخست وزير دانمارک ضمن تاکيد بر اينکه روابط دوستانه ميان دو کشور در سال دو هزار و هفت تقويت شده از اين مسئله ابراز اطمينان کرده است که روابط، مناسبات و همکاريهاي سازنده دوجانبه در سال جديد بيش از پيش افزايش خواهد يافت چرا که سال جديد سال موش است و به عقيده اندرس فوگ راسموسن موش نماد دانايي، مکنت و کنجکاوي است.

+ نوشته شده توسط taha در Thu 31 Jan 2008 و ساعت 13:28 |
پخش زندگينامه و اعدام عاطفه سهاله (دختر جواني كه اعدام شد) از تلويزيون دانمارك.
 
 
 
شب گذشته، کانل تلویزیون DR2 دانمارک ساعت 23:15 فیلمی در مورد عاطفه سهاله از اهالی شهر نکا به نمایش گذاشت، که در سن 16 سالگی در سال 1384 محکوم به اعدام شده است.



پخش زندگينامه و اعدام عاطفه سهاله (دختر جواني كه اعدام شد) از تلويزيون دانمارك.

 شب گذشته، كانل تلويزيون DR2 دانمارك ساعت 23:15 فيلمي در مورد عاطفه سهاله از اهالي شهر نكا به نمايش گذاشت، كه در سن 16 سالگي در سال 1384 محكوم و اعدام شد.

ماجرا چه بود؟

روزنامه‌ها نوشتند: «عاطفه سهاله 22 ساله به جرم فساد و فحشا اعدام شد.» اما روزنامه‌ها راست نگفته بودند. اين را عمة عاطفه مي‌گويد و اشك را از گوشة چشمانش پاك مي‌كند.

پرسش اول
خبر آمده بود دختر 22 ساله‌اي بر دار رفت به جرم فحشا و فروش تن. اما آنچه اين خبر را از زير دندان‌قروچة خبرنگاران به صفحه‌هاي وب‌سايت‌ها و روزنامه‌ها كشاند اين شايعه بود كه دختري كه در روز 25 مرداد 1383 در محلة نارنج‌باغ نكا طناب دار بر گردنش گره خورد نه عاطفه سهالة 22 ساله كه عاطفه سهالة 16 ساله بود.
شايعه نكا را پشت سر گذاشت، در تهران گشت و از آنجا راه جاده‌هاي پرنشيب خبر را در جهان به پيش گرفت.
اما كسي هم نپرسيد، در وانفساي اين‌همه جرم و اين‌همه مجازات، چرا شايعه فقط پيرامون عاطفه چرخيده است و نه زن و دختر ديگري؟! و شك به اين پرسشِ نخستين بود كه مرا راهي مازندران و شهر نكا كرد.
شهرستان نكا در اين چند سال گذشته دو بار در «خبر شدن» از ديگر شهرها پيشي گرفته است. بار اول خبر از سيلي بود كه نكا را تا نيمه در آب فرو برد و اين بار خبري كه مرا در گرماي اواخر مرداد راهي اين ديار كرد، خبر چگونگي اعدام يك دختر. و چه بدطينت بودند هر دو خبر.

نكا
نزديك به 40 دقيقه كه از ساري فاصله بگيري به نكا مي‌رسي؛ شهري كه در عين برخوردار بودن از بكرترين طبيعت موجود بسيار فقيرانه در دو سوي خيابان درازي خوابيده است كه اين سوي شهر را به سوي ديگر وصل مي‌كند.
ساعت نزديك 11 به نكا مي‌رسم.
پرسان پرسان مي‌روم و از هر كه بيش از يك لحظه بر من متمركز مي‌شود سؤال مي‌كنم.
مردي با شك وراندازم مي‌كند. مي‌پرسد از كجا آمده‌ام و چرا. توضيح مي‌دهم. كافي نيست. مي‌گويد چرا مرگ دختري فاسد مرا تا به اينجا كشانده است. لحنش سرزنش‌بار است. نمي‌فهمم نسبت به من يا عاطفه. دوباره مي‌پرسد و هر بار تلخ‌تر: «از يك دختر... مي‌خواهيد چهره‌اي معصوم نشان دهيد؟ و...» حالا لحنش آشناتر است. واژه‌هايي مثل شما مطبوعاتي‌ها، جنجال‌سازي و... معلوم مي‌كند كه تلخي‌اش از كجاست. برايش توضيح مي‌دهم كه من به دنبال حقيقت آمده‌ام و اينجا حقيقت در واقعيت پنهان است و نمي‌دانم واقعيت چيست. نه به دنبال اثبات معصوميت كسي آمده‌ام و نه به دنبال جنجالم. عاطفه از ديد قانون گناهكار بود و مجازات شد. اما من آمده‌ام تا بدانم آيا مجازات اين جرم «مرگ» بود.
مرد نگاهم مي‌كند و رام‌تر و آرام‌تر جوابم را مي‌دهد. وقتي به اين سؤال مي‌رسم، «اينكه مي‌گويند عاطفه از نظر عقلي مشكل داشت راست است؟» مي‌خندد و مي‌گويد: «مشكل كه داشت. شيت بود.» و مرد كنار دستم توضيح مي‌دهد: «شيت يعني شيرين عقل، به عبارت عاميانه‌تر يعني خل و چل.»

نارنج‌باغ
نارنج‌باغ همان محلي است كه تا چهار ماه پيش عاطفه در آن زندگي مي‌كرد. از خودم مي‌پرسم آيا مرگ هم با عاطفه از اين محل رفته است؟ مرگي كه در تمام اين سال‌ها در كوچه‌ باغ‌هاي نارنج‌باغ در پرهيبت يك زندگي سياه‌تر قدم زده است، مرگي كه هر روز و شب دروازة چوبي سبزرنگ اين خانه را كوفته تا ناني و زهرماري بر سفرة بي‌رنگ و روي عاطفه و بلوغ لگام‌گسيخته‌اش بگذارد؟ نارنج‌باغ را تا در چوبي سبزرنگ دنبال مي‌كنم.
هم امروز اگر شما بر اين در بكوبيد، شايد كسي به دق‌الباب شما پاسخي ندهد. بدنامي و بي‌آبرويي بهانة خوبي است براي كوچ كردن، حتي اگر يك قرن از عمر پدربزرگي گذشته باشد.
بالاي در چوبي سبزرنگ اين خانه دو پارچة سياه حكايت از عزاداري مادربزرگ و يكي از بستگان عاطفه دارد. در مي‌زنم و داخل مي‌شوم.

خانواده
«نمي‌دانم چند نفر جمع شده بودند، شايد هزار نفري مي‌شدند. ما شبِ قبل از اعدام عاطفه را نديديم. فقط وقتي مي‌بردندش به‌ سمت دار، به ما فرصتي دادند تا با او خداحافظي كنيم.»
 عاطفه چه مي‌گفت؟
 گفت: «اگر مرا ببخشند تا عمر دارم به چشم هيچ نامحرمي نگاه نمي‌كنم.»
بعد هم با صداي بلند رو به مردم گفت: «مرا ببخشيد.»
و او را بردند.

يكي از بستگان عاطفه روبه‌روي من در حياط خانه نشسته است و اين ماجرا را برايم تعريف مي‌كند؛ حياطي نيمه‌مخروبه كه دو اتاق آجريِ انتهاي آن روزي خانة عاطفه بوده كه با پدربزرگ نود و اندي ساله و مادربزرگش زندگي مي‌كرده است. پسري روي زمين خوابيده كه از شدت اعتياد حتي قادر به باز كردن چشمانش نيست.
وسايل خانه را تقريباً جمع كرده‌اند. از كوچ به‌خاطر بدنامي حرف مي‌زنند، به مقصدي كه ترجيح مي‌دهند عنوان نشود.
 عاطفه چند سال داشت؟
 16 سال.
 چطور مي‌شود ثابت كرد؟
 شناسنامه‌اش هست.
 پيش كي؟
 پدرش مي‌داند.
 پدرش كجاست؟
 نمي‌دانيم، هرچند وقت يك بار پيدايش مي‌شود. خانه و جاي مشخصي ندارد. همه‌چيز پيش اوست.
 چه مي‌كند؟
 لباس دستِ دوم مي‌خرد و مي‌فروشد. كار و جاي مشخصي ندارد. دوره‌گرد است.
 و بقية خانواده؟
 عاطفه 5 ساله بود كه پدر و مادرش از هم جدا شدند، بي‌بي راعي ازدواج كرد و چند ماه بعد در تصادف مرد. خانوادة عاطفه، قبل از سال 70 و قبل از جدايي پدر و مادر، از مازندران به مشهد رفتند و آنجا زندگي كردند. يك خواهر دارد كه فاطمه است و يك برادر كه محمدعلي. جواد هم خيلي سال پيش توي رودخانه غرق شد. عاطفه و خواهرش، وقتي پدرشان لباس‌هاي كهنه را به مازندران مي‌برد، مشهد پيش زني افغاني كه همسايه‌شان بود مي‌ماندند. (البته بعداً محمدعلي، برادر بزرگ عاطفه خبر از دو مركز بهزيستي در مشهد مي‌دهد كه عاطفه مدتي در آنها به‌سر برده بود.) بعد آمدند نكا پيش پدربزرگ و مادربزرگ كه تنها نباشند.

اما مردي نود و اندي ساله و زني زير هفتاد سال، چگونه مي‌توانند خلائي را كه عاطفه را به قهقرا مي‌برد پر كنند؟

او ادامه مي‌دهد:
 فقير بودند، خيلي فقير. كسي هم حريف عاطفه نبود. همه مي‌گفتند عقل حسابي ندارد. خيلي بددهن بود. نمي‌شد با او دهن به دهن شد. داد و بيداد مي‌كرد. ناسزا مي‌گفت. اما در عين حال مهربان بود. پدربزرگ و مادربزرگش را او جمع مي‌كرد. همة كارهاي خانه با عاطفه بود. مثل كارگر كار مي‌كرد.
 عقل درست و حسابي نداشت، يعني چه؟ مي‌تواني توضيح بدهي چه‌كار مي‌كرد؟
 مثلا ً اگر در خيابان كسي به او حرف مي‌زد، وسط خيابان اردنگي‌اش مي‌زد و فحش مي‌داد. بلند مي‌خنديد و كارهايي مي‌كرد كه معمولا ً ديگران نمي‌كنند.
 عاطفه شب آخر چه مي‌گفت؟
 ما عاطفه را شبِ قبل از اعدامش نديديم. هيچ‌كس در خانواده او را شب قبل از اعدام نديد. فقط روز اعدام و چند دقيقه قبل از اينكه به سمت دار ببرندش فرصت كرديم با او خداحافظي كنيم.
 يعني شب پيش از اعدام هيچ‌كدام او را نديديد؟
 نه.
 حتي پدرش؟
 پدرش كه روز اعدام هم نبود.

پاسخ اين سؤال را بعدها از صفرعلي سهاله مي‌گيرم. او مي‌گويد شب اعدامِ عاطفه در كورة آجرپزي مشغول كار بوده و اصلا ً از اعدام دخترش خبردار نشده است.

 روز اعدام چه اتفاقي افتاد؟
 جمعيت زيادي آمده بود. عاطفه رو به آنها داد زد و بخشش خواست. وقتي به سمت دار مي‌رفت بلند بلند العفو العفو مي‌گفت.
وقتي قاضي رضايي آخرين مرحلة اعدام را اجرا مي‌كرد، يك مرد بين جمعيت غش كرد و افتاد. بعد فهميديم كه فوت كرد. اسمش موسي بود.
 چرا فوت كرد؟
 نمي‌دانم، شايد براي اينكه عاطفه كم‌سن و سال بود، ناراحت شده بود يا ترسيده بود. خيلي از مردم ناراحت شدند. درست است كه عاطفه خيلي اشتباه كرده بود، گناه كرده بود، ولي همه‌اش از سر نفهمي بود.

بيرون خانه عده‌اي جمع‌اند. آنها ديده‌اند كه غريبه‌اي به خانة سهاله‌ها وارد شده است. از پسر معتادي كه درون خانه افتاده است باخبرند. به مردي كه پدرانه از دوباره برگشتن به داخل خانه بازم مي‌دارد مي‌گويم: «اگر از برابر عاطفه هم با همين دلسوزي(!) رد نمي‌شديد، شايد الان در گورستان نخوابيده بود.»

مدارك
جواز دفن عاطفه مي‌گويد او متولد 1361 ]يعني 22 ساله[ است. پدرش شناسنامة خود را مقابلم مي‌گذارد. در آن نوشته شده عاطفه سهاله متولد 30 شهريور 1366 ]16 ساله[. اين ادعا با گواهي خلاصة رونوشت فوت سازمان ثبت احوال به شمارة (348635 9/ف) كه روز فوت را 25 مرداد 1383 عنوان كرده و نيز فتوكپي شناسنامة عاطفه ثابت مي‌شود. يك هفته است از سفر به نكا برگشته‌ام. صفرعلي سهاله به تهران و به ديدنم آمده، با انبوه كاغذهاي تاشده‌اي در يك نايلون سياه. آنها براي دادخواهي آمده‌اند. محمدعلي، برادر عاطفه، نيز با صفرعلي است و وقتي به ميان حرف پدرش مي‌پرد تا توضيحات او را كامل كند، با واكنش تند پدر مواجه مي‌شود. صفرعلي مي‌خواهد همه‌چيز را خودش تعريف كند. او حتي كارنامه‌هاي دورة دبستان عاطفه را با خودش آورده است.
قصة دربه‌دري اين خانواده، از سال 72، حتي پيش از آن، شروع مي‌شود. از قول صفرعلي مي‌شنويم. او سرگذشت دختري را مي‌گويد كه بي‌محبت مادر و بي‌مراقبت پدر، در فقر و نكبت، تولدش را به مرگش نزديك كرده است.
 آقاي سهاله، عاطفه گاهي اوقات دچار ديوانگي مي‌شد يا كارهاي غيرعادي از او سر مي‌زد؟

مرد مدركي مقابلم مي‌گذارد و با لهجة غليظ مازندراني جوابم را مي‌دهد، طوري كه به‌سختي حرف‌هايش را متوجه مي‌شدم و به همين علت هر سؤال را چند بار تكرار مي‌كنم تا از جواب‌هايش مطمئن شوم:

 حرف ما هم اين است. عاطفه براي اعتراض به حكم اولش در زندان نوشته كه جنون دارد. چرا به اين مسئله رسيدگي نشد؟
 شما خودتان هم دليلي براي جنون ادواري عاطفه داريد؟
 بله، ما استشهاد محلي داريم كه مردم آن را امضا كرده‌اند و در آن نوشته عاطفه عقل سالم نداشت.

نامة تايپ‌شده‌اي را روبه‌رويم باز مي‌كند كه عاطفه در تاريخ 3/3/1383 آن را امضا كرده است.
اين نامه اعتراض عاطفه به حكم نخستين دادگاه مبني بر اعدام اوست. در بخشي از اين نامه آمده است: «اينجانب در كودكي شاهد اختلافات والدينم در زندگي بوده‌ام. در همان عنفوان كودكي مادرم از پدرم طلاق گرفت و در اثر سانحة تصادف (بعداً در خانة بخت دومش) به ديار ابدي شتافت. برادرم نيز شش ماه بعد از آن در اثر غرق شدن در رودخانه دار فاني را وداع گفت. اينجانب و خواهرم در مشهد توسط يك افغاني بزرگ شديم و در زمان بلوغ به صورت سالم به خانواده‌ام كه سرپرستي آن با پدربزرگ و مادربزرگ است تحويل داده شدم. مدارك پزشكي ]موجود[ است كه ثابت مي‌كند عصب و روان ضعيفي دارم و در دقايقي از شبانه‌روز مختل مشاعر مي‌گردم كه هرگونه عمل مثبت يا منفي ممكن است از اينجانب بروز كند.»
نامة عاطفه چنين ادامه مي‌يابد: «همة اهالي محل مي‌دانند كه ثبات رواني ندارم. آيا جنوني كه بعضاً ادواري است و اينجانب را دربرمي‌گيرد و در آن لحظات مجنون مي‌شوم نمي‌تواند مانع تصميم‌گيري عقلاني‌ام شود؟»
عاطفه در پايان اين اعتراض‌نامه، ضمن تقاضاي بخشش، از محضر قانون خواسته است ادعايش را با شهادت گواهان محلي و تست پزشكي ثابت كند.

گواهان نكايي
قاضي پرونده در حكم وي اعلام‌ كرده نامة تعدادي از اهالي نارنج‌باغ نكا كه نسبت به اعمال منافي ‌عفت عاطفه اعتراض داشته‌اند عامل دستگيري او بوده است. عده‌اي ديگر از اهالي نكا نيز در نامة ديگري، با 43 امضا، در تاريخ 2 خرداد 1383 نوشته‌اند:
«اينجانبان از اهالي خيابان راه‌آهن نكا (نواب صفوي) كه از معتمدين شهرستان نكا هستيم، اطلاع كافي داريم كه عاطفه سهاله، دختر صفرعلي، از عقل كم دارد و داراي بيماري روان مي‌باشد.
مراتب جهت جلوگيري از پيگرد قانوني به اطلاع مي‌رسد.»
همچنين شهادت‌نامة ديگري به امضاي 44 تن از اهالي نكا رسيده است كه در تاريخ 25 مرداد 1383 (بعد از اعدام عاطفه) اخذ شده و در آن ساكنان نارنج‌باغ و بستگان و آشنايان عاطفه به داشتن جنون ادواري و اختلال مشاعر وي شهادت داده‌اند.
شادي صدر، حقوقداني كه وكالت صفرعلي سهاله را براي شكايت از حكم اجراشدة عاطفه پذيرفته، در اين باره چنين توضيح مي‌دهد: «به استناد شهادت برخي از مردم نكا مبني بر جنون ادواري عاطفه و به استناد شهادت مكتوب خودش در اين باره، به‌قاعده بايد از او تست پزشكي گرفته مي‌شد و نتيجة اين تحقيق پزشكي در حكم مي‌آمد، درحالي‌كه حكم عاطفه فاقد نتايج معاينة پزشكي است.»
به گفتة شادي صدر، اقراركننده بايد با صحت و سلامت كامل عقلاني و با اختيار و اراده خود اقرار كند وگرنه اقرار او به لحاظ قانوني قابل توجيه نيست و از آنجا كه ادعاي زنا در مورد عاطفه با اقرار شخص او ثابت شده، بي‌توجهي به ادعاي جنون وي جاي تأمل و تحقيق دارد.
وي با تأكيد بر اينكه تشخيص جنون ادواري كار يك مرجع قانوني پزشكي است مي‌گويد: «ما درصدديم بدانيم كه عاطفه تا چه حد آزادي و اختيار داشته و تا چه حد شرايط براي اخذ اقرار درست بوده است؟»

18 سالگي
كنوانسيون جهاني حقوق كودك كه مجلس شوراي اسلامي در اسفند 1372 با امضاي آن، طبق مادة 9 قانون مدني، ملزم به رعايت مفادش شد، در بند الف مادة 37 تصريح مي‌كند: «مجازات اعدام را نمي‌توان در مورد كودك زير 18 سال اعمال كرد.»
مادة 9 قانون مدني نيز مي‌گويد: «مقررات عهودي كه برطبق قانون اساسي بين دولت ايران و ساير دول منعقد شده باشد در حكم قانون است.»
اما ايران هنگام الحاق به اين كنوانسيون پيش‌شرط مغاير نبودن مفاد آن با شرع اسلام را قرار داده است و شايد به همين دليل است كه شيرين عبادي، حقوقدان، اعدام افراد زير 18 سال را جرم و عمل خلاف قانون نمي‌داند. او در تحليل اين گفتة خود مي‌گويد: «مسئله‌اي كه در جوامع بين‌المللي همواره مورد بحث است و دولت ايران نيز به آن متهم مي‌شود صدور حكم اعدام براي افراد كمتر از 18 سال است كه در اين زمينه اعتراضي به قوة قضاييه وارد نيست، زيرا قوة قضاييه جز اجراي قانون كار ديگري نمي‌تواند و حق ندارد انجام دهد.»
وي همچنين انتقاد را متوجه مسئوليت كيفري موجود در قوانين مدون‌شده مي‌داند. اما اضافه مي‌كند: «البته شيوة دادرسي در دادگاه‌هاي اطفال اين است كه با رانت با كودكان برخورد مي‌كنند و براي آنها مجازات جايگزين اعمال مي‌كنند، اما متأسفانه چون اين مجازات‌هاي جايگزين در قانون پايگاهي ندارد، به تمامي در دادگاه تجديدنظر يا در اجراي احكام شكسته مي‌شود.»1
عبادي مجازات جايگزين را وقتي معتبر مي‌داند كه به دستگاه قانوني كشور وارد شود.
اما نكته‌اي كه شيرين عبادي به آن اشاره كرده يعني «با رانت برخورد كردن در دادرسي دادگاه‌هاي اطفال» نكته‌اي قابل تأمل است.
در كنار شمارة دادنامه‌اي كه عاطفه در آن به اعدام محكوم شده، تاريخ 3/3/1383 ثبت شده است. تاريخ رسيدگي به تجديدنظرخواهي اين حكم 13/4/1383 يعني 1 ماه و 10 روز پس از صدور حكم اول است و رونوشت فوت او تاريخ 25/5/1383 را نشان مي‌دهد. يعني دادرسي عاطفه فقط 2 ماه و 22 روز به درازا كشيده است و اگرچه حكم عاطفه طبق قانون (نه عرف قضايي) مي‌توانسته اجرا شود، سؤال اين است كه: اگر تجديدنظركنندگان در ديوان ‌عالي كشور از سن واقعي عاطفه (يعني 16 ساله بودن او) مطلع مي‌بودند، در نحوة رسيدگي به پروندة او شيوة ديگري در پيش نمي‌گرفتند؟ رئيس مركز مطالعات راهبردي و توسعة قضايي با تقديم لايحة دادگاه اطفال به دولت از حذف شدن مجازات اعدام و حبس ابد براي افراد زير 18 سال در آينده‌اي نزديك خبر مي‌دهد و تصريح مي‌كند: «بايد سعي شود اطفال كمتر به دستگاه قضايي ارجاع داده شوند.» دكتر عليرضا جمشيدي چنين قانوني را با شرع اسلام و نيز با علوم جديد منطبق مي‌داند و تأكيد مي‌كند: «نبايد جوانان خود را به‌ سمت كيفر دادن سوق دهيم بلكه بايد به امور آنها با سرعت و عدالت غيررسمي رسيدگي كنيم، چرا كه در آيندة آنها بسيار مؤثر خواهد بود.»2
گرچه لايحة مذكور هنوز به ‌صورت قانون درنيامده است، انتشار محتواي اين لايحه در رسانه‌ها به‌ويژه اينكه دربارة مجازات اعدام و حبس ابد افراد زير 18 سال، فتاوي مراجع عظام ازجمله آيت‌الله نوري‌همداني، آيت‌الله مكارم‌شيرازي و آيت‌الله هاشمي‌شاهرودي اخذ شده، به‌طور معمول شيوة دادرسي دادگاه‌هاي اطفال را با تخفيف، مراعات و نرمش همراه مي‌كند.
شادي صدر، وكيل صفرعلي سهاله، در پاسخ به اين سؤال كه چرا حكم اعدام عاطفه با اين سرعت به اجرا درآمد مي‌گويد: «پدر عاطفه و خانواده‌اش نيز نسبت به حكم اجراشدة عاطفه اعتراض دارند. به‌نظر مي‌رسد اعدام عاطفه بدون طي شدن تمام راه‌ها براي تجديدنظرخواهي اتفاق افتاد و حالا تنها راه ما شكايت از حكم اجراشده به دادگاه عالي انتظامي قضات است. زيرا ما احتمال مي‌دهيم قاضي اشتباه كرده باشد.»

شادي صدر در توضيح اين مطلب مي‌گويد: «روية موجود قضايي معمولا ً اين‌طور است كه اجراي حكم افراد زير 18 سال را تا بعد از 18 سالگي آنها به تعويق مي‌اندازند. ما فكر مي‌كنيم كه اگر قضات ديوان ‌عالي كشور از اين موضوع مطلع مي‌بودند در تجديدنظرخواهي عاطفه بي‌تأثير نبود. ضمن اينكه گزارشي از معاينة پزشكي عاطفه براي اثبات عدم‌ جنون ادواري وي در حكم ديده نمي‌شود. اين مسائل جنبه‌هاي مختلف اعتراض خانوادة عاطفه است.»
طبق مادة 90 قانون مجازات اسلامي، «هرگاه زن يا مردي چند بار زنا كند و، بعد از هر بار، حد بر او جاري شود، در مرتبة چهارم كشته مي‌شود.» وكيل خانوادة سهاله دربارة احكام قبلي عاطفه، كه در واقع طبق قانون فوق علت اصلي اعدام او بود، مي‌گويد: «تحقيقات ما دربارة پرونده‌هاي قبلي عاطفه و احكام صادرشده دربارة او شروع شده است.»
وي در پاسخ به اين سؤال كه محكوميت‌هاي عاطفه بنا بر اقرار شخصي وي بوده و او دربارة جنون ادواري خود نيز اقرار داشته، مي‌گويد: «اقرار شخص مجنون فاقد اعتبار حقوقي است، ولي تشخيص جنون ادواري كار يك فرد عادي نيست و يك مرجع پزشكي قانوني بايد آن را ثابت كند. حالا سؤال ما اين است كه اگر اين مراحل طي شده چرا نتيجة بررسي در حكم نيامده و اگر طي نشده، دليل آن ‌چه بوده است.»

300 ضربه شلاق در كمتر از يك سال
احكام پيشين عاطفه كه طبق آنها به حد جلد (يك‌صد ضربه تازيانه) محكوم شده در تاريخ‌هاي 27/10/1380 (در 14 سالگي)، 25/12/1380 (دو ماه بعد از حد اول) و 20/6/1381 (در 15 سالگي و 6 ماه بعد از دومين حكم) به اجرا درآمده‌اند.
همين متن را مرور كنيم: دختر 14 ساله‌اي در فاصلة كمتر از يك سال، سه بار و هر بار صد تازيانه شلاق مي‌خورد به جرم فساد و زناي غيرمحصنه.
پرسش‌هايي ذهنم را خراش مي‌دهد: چند تازيانه جامعه‌اي را كه يك دختر 14 ساله را به فحشا مي‌كشاند مجازات كرده است؟ چه شرايطي براي تغيير وضعيت خانوادگي و اجتماعي عاطفه ايجاد شده است؟ آيا قانون براي دختركي به نام عاطفه، 14 ساله، فقط هنگام مجازات معنا يافته است؟
خراش‌هاي ذهنم زياد مي‌شود و عكسي از نظرم مي‌گذرد كه روزنامة ايران بعد از اعدام عاطفه چاپ كرد. عكس مربوط به سال 79 بود، زماني كه عاطفه نخستين محكوميت‌هاي خود را طي مي‌كرد، و دختري كه به دوربين خيره شده بود نشان نمي‌داد كه كودكي 13 ساله است!

ساير متهمان
در خبرها آمده بود كه عاطفه، علاوه بر اقدام به زناي غيرمحصنه و فساد، عامل فحشا و گمراهي دختر جوان ديگري به نام فاطمه نيز بوده است. صفرعلي سهاله در اين باره مي‌گويد: «چگونه دختر من باعث فساد كسي شده كه سابقة كيفري او و جرم‌هايي كه پيش از اين مرتكب شده از سابقة كيفري عاطفه بيشتر است!
طبق اقرار فاطمه، آن دو در زندان بهشهر با هم آشنا شدند. يك دختر بي‌گناه كه دختر من باعث انحراف اخلاقي او شده در زندان بهشهر چه مي‌كرد؟!»
روزي كه عاطفه دستگير شد، فاطمه را در پارك نكا گرفتند. او گفت كه شبْ پيش عاطفه بوده است. صبح آن روز عاطفه در خانه تنها بود. مادربزرگش به شهر ديگري نزد دخترش رفته و پدربزرگش (نعمت سهاله) نيز از خانه خارج شده بود.
صفرعلي براساس گفته‌هاي عاطفه مي‌گويد: «او داشت براي غذا برنج مي‌شست، آمدند، در زدند و او را بردند. گفتند افراد محل استشهادنامة بدون امضا جمع كرده‌اند كه عاطفه در محل فساد مي‌كند.»
عمة عاطفه درحالي‌كه چشمان خيسش را پاك مي‌كند در اين باره مي‌گويد: «خانم، نامة بي‌امضا نمي‌تواند از سر غرض‌ورزي باشد؟»
از صفرعلي دربارة مردي كه به اقرار عاطفه با او رابطة نامشروع داشته مي‌پرسم: «او يك تاكسي آبي دارد و در يك آژانس تلفني كار مي‌كرد. حالا سراغش را ندارم.
علي د. مردي است كه به اقرار عاطفه با او رابطة نامشروع داشته است. او متهم رديف سوم اين پرونده بعد از عاطفه و فاطمه است كه به همين علت، طبق مادة 637 قانون مجازات اسلامي، به 95 ضربه شلاق تعزيري محكوم شد. علي د. طبق اقرار عاطفه مرتباً با او رابطة نامشروع داشته و بابت آن به عاطفه پول مي‌داده. در حكم ديوان عالي كشور اين توضيح به نقل از عاطفه آمده است: «او هر دفعه مبلغ 10، 15، 20 هزار تومان به اينجانب داده است. علي د. دو نوبت ديگر در همين رابطه دستگير شد و چون منكر بود، او را آزاد كردند.» فراموش نكنيم كه حكم عاطفه بنا بر اقرار وي پس از دستگيري بوده است. متهمان رديف چهارم و پنجم يعني قربانعلي د. و علي ذ. نيز به 95 ضربه شلاق تعزيري محكوم شدند.
از مجموع متهمان، عاطفه و علي به احكام خود اعتراض و درخواست تجديدنظر كردند.
درخواست تجديدنظر عاطفه سهاله موجب نقض دادنامه نشد و، با اين جمله كه «لذا دادنامه در خصوص خانم عاطفه سهاله ابرام مي‌گردد»، عاطفه به طناب دار سپرده شد. اما در مورد ساير محكومان در حكم ديوان عالي كشور آمده است: «در مورد ساير محكوم عليهم به لحاظ اينكه يا اعتراض نكرده‌اند يا خارج از صلاحيت ديوان است، فعلا ً اين شعبه (شعبة 32 ديوان عالي كشور) مواجه با تكليف نيست.»

علم قاضي
اقرار تنها دليل اثبات جرم عاطفه نبوده است، زيرا طبق آنچه در حكم بدوي و تجديدنظر وي تصريح شده، علم قاضي نيز در اين باره حاصل و براساس آن حكم اعدام صادر شده است: «نظر به اينكه متهم جزئيات موضوع و نحوة ارتباط و كيفيت عمل را دقيقاً بيان داشته، علاوه بر اقرار ]اربعه[ موجب علم نيز مي‌گردد... (شعبة 32 ديوان عالي كشور ـ شمارة تجديدنظر 2/9378ـ32)»
استناد به علم قاضي كه براساس توضيح و تشريح متهم حاصل آمده ازجمله مواردي است كه وكيل صفرعلي سهاله در تنظيم دادخواست خود و ارائة آن به دادسراي عالي انتظامي قضات غيرقانوني قلمداد كرده است.
شادي صدر در اين باره مي‌گويد: «علم قاضي در زمرة "راه‌هاي ثبوت زنا" در فصل دوم كتاب دوم قانون مجازات اسلامي نيامده و اساساً جزء ادلة اثبات جرم زنا محسوب نمي‌شود و قاضي محترم بلاوجه به آن استناد كرده است. در واقع تنها دليل اثبات زنا اقرار متهم بوده است كه با فاصله‌هاي بسيار كمي در چهار جلسة متوالي دادرسي اخذ شده است.»

تلخ، حتي پس از مرگ


صفرعلي با پيراهن سياه روبه‌رويم نشسته است، كارنامه‌هاي عاطفه را تا مي‌كند و داخل نايلون سياه مي‌گذارد. به نمرة 20 عاطفه نگاه ديگري مي‌كنم، نمرة ورزش، كلاس پنجم. معدل او از 16/17 در اول دبستان به 6/11 در كلاس پنجم رسيد. اما نمرة انضباطش از 17 پايين‌تر نيامد. مي‌پرسم:
 وكيل تسخيري‌اش چه مي‌گفت؟
 ]نگاهم مي‌كند.[ «من وكيل دخترم را نديدم. خودم هم پول نداشتم برايش وكيل بگيرم.»
 راست است كه قبر عاطفه دستكاري شده بود؟
 ما رسم داريم وقتي مرده را دفن مي‌كنيم، تا بعد از مراسم سوم و هفتم، سر خاكش نمي‌رويم. وقتي بعد از سوم رفتيم سر خاك عاطفه، ديديم قبرش دستكاري شده و معلوم است روي آن را كنده‌اند. خبر داديم. گفتند بررسي مي‌كنند. بعد به ما گفتند با دستگاه بررسي كردند، جسد داخل قبر و سالم بود.
 يعني شما داخل قبر را نديديد؟
 ما كه نمي‌توانستيم قبر را باز كنيم. آنها هم با دستگاه بررسي كردند، گفتند جنازه سالم است.
 چرا قبر عاطفه را دستكاري كرده بودند.
 چه بگويم؟!...

حرف آخر صفرعلي، مثل صداي زنگ، واژه‌هايي را كه براي بستن گزارش به دنبالشان مي‌گردم، درهم مي‌ريزد. اين گزارش مي‌تواند پايان يك پرونده باشد. مي‌تواند آغاز پروندة ديگري باشد. اين گزارش مي‌تواند همين‌جا تمام شود يا شروع شود. مرگ دختري 16 ساله به جرم زندگي در سياه‌ترين پستوي يك خيابانِ شب‌گرفته آغاز است يا پايان؟ صفرعلي مي‌گويد: «چه بگويم؟!»
من هم همين را مي‌نويسم.■

+ نوشته شده توسط taha در Sun 20 Jan 2008 و ساعت 16:12 |
                دانمارک و تحولات سياسى تازه

 

 کپنهاگ تحولات سياسى تازه اى را پست سر مى گذارد.اين تحولات سبب تضعيف موقعيت سياسى دولت جديد دانمارک شده است.دولت جديد نخست وزير دانمارک اخيرا پس از کناره‌گيرى يک نماينده مجلس از يکى از احزاب ائتلاف حاکم، اکثريت خود را در مجلس از دست داده است.

“پيا کريستمس‌-مولر” رهبر پيشين حزب محافظه‌کار به طور رسمى اعلام نموده است که در نظر دارد از حزب کناره‌گيرى کند و نماينده‌اى مستقل شود.
اين حرکت حاکى از اين است که حزب راستگراى ليبرال “آندرس فوگ راسموسن” نخست وزير دانمارک و شريک اتئلافى محافظه‌‌کار وى به همراه حزب راستگراى موسوم به “حزب مردم دانمارک” ديگر از 90 کرسى لازم در پارلمان دانمارک برخوردار نيست تا اکثريت کامل را دارا باشد.
آز آنجايى که مولر قصدى براى پيوستن به حزب مخالف ندارد، بعيد به نظر مى‌رسد دولت با بحران رو‌برو گردد. وى تصميم خود را بر اساس کشمکش‌هاى درون حزب محافظه‌کار اتخاذ کرد.لازم به ذکر است که اخيرا کشمکشهاى درون حزبى محافظه کاران در دانمارک تاحدودى افزايش يافته است و همين مسئله مى تواند دولت فعلى اين کشور را در آينده با بحران مواجه سازد.
نکته ديگر اينکه اخيرا دولت دانمارک با در خواست آمريکا مبنى بر پذيرش زندانيان گوانتانامو مخالفت کرده است.پر استيگ مولر” وزير امور خارجه دانمارک در اين خصوص اعلام نموده که کشورش از پذيرش زندانيان گوانتانامو خوددارى کرده است.
مولر در اين خصوص تصريح نموده است:
“دولت دانمارک پيشتر تصريح کرده که برخى از زندانيان گوانتانامو ممکن است تهديدى بالقوه براى اين کشور به حساب آيند. ازسوى ديگر، قوانين و دستورالعمل‌هاى اجرايى درباره خارجى‌ها اين اجازه را نمى‌دهد که فورا براى آنان اجازه اقامت صادر شود. دولت ادانمارک مانند بسيارى از کشورهاى ديگر گفتگوهايى را با دولت آمريکا درباره تعطيلى زندان گوانتانامو انجام داده است. در اين راستا، دولت کپنهاگ پيش از تابستان جارى درخواستى را از واشنگتن مبنى بر بررسى احتمال پذيرش يک يا چند تن از زندانيان گوانتانامو دريافت کرد. “
کميسيون امور خارجه پارلمان دانمارک درخواست واشنگتن را مورد بررسى قرار داد و رد اين درخواست با حمايت گسترده‌اى روبرو شد.
 
+ نوشته شده توسط taha در Tue 18 Dec 2007 و ساعت 13:56 |